در طرح انتقال آب به فلات مرکزی ایران حدود ۱۲۰۰۰۰۰ میلیارد ریال (حدود ۲۸۵میلیارد دلار با نرخ ارز رسمی ۴۲۰۰ ریال) سرمایه گذاری خواهد شد و برای حدود ۷۰۰۰۰ نفر اشتغال ایجاد میشود. بسیاری از صنایع که مصرف آب در آنها زیاد است از جمله فولاد، معدن و پتروشیمی در استانهای مرکزی و شرقی تاسیس شدهاند که با کمبود آب دست و پنجه نرم میکنند و ارزش آب را بیشتر از همیشه به ما نشان میدهند. کمبود آب یکی از دلایل اصلی ترک روستاها و مهاجرت به سمت شهرها بوده است. بنابراین چنین پروژههایی میتوانند به پایداری صنایع و کشاورزی کمک کرده و روند مهاجرت را معکوس کنند.
پیش بینی میشود از چهار خط آب تامین شود:
- خط اول با امتداد ۸۲۰ کیلومتر، آب را از خلیج فارس به استانهای هرمزگان، کرمان و یزد منتقل میکند. حدود ۱۶۰۰۰۰ نفر برای اجرای پروژه استخدام خواهند شد.
- خط دوم با طول ۱۵۵۰ کیلومتر، آب خلیج فارس را به استانهای کرمان، خراسان جنوبی و خراسان رضوی تامین میکند. حدود ۳۰۰۰۰ نفر برای اجرای پروژه استخدام خواهند شد.
- خط سوم با طول ۹۱۰ کیلومتر، آب استانهای یزد و اصفهان را تامین میکند. حدود ۱۴۰۰۰ نفر برای اجرای پروژه استخدام خواهند شد.
- و خط چهارم که ۸۲۰ کیلومتر طول دارد، آب را از دریای عمان به استان سیستان بلوچستان منتقل میکند. حدود ۱۰ هزار نفر برای اجرای پروژه استخدام میشوند.
فواید و مضرات انتقال آب دریای عمان به فلات مرکزی ایران
تعدادی از کشورها اقدام به انتقال آب کرده و به مزایایی دست یافتهاند. با این حال توزیع مجدد منابع آب به طور اجتناب ناپذیری در تغییر در محیط زیست محیطی و به خطر انداختن طبیعت نقش دارد. تغییرات به دو تاثیر منفی و مثبت تقسیم میشوند، تاثیرات مثبت شامل: تامین آب در مناطق کم آب، تسهیل چرخه آب، بهبود شرایط هواشناسی در حوضههای گیرنده، کاهش کمبود آب اکولوژیکی، ترمیم سیستم زیست محیطی آسیب دیده و حفظ جانوران وحشی در معرض خطر میباشند. و تاثیرات منفی شامل شورهزایی و اسیدی شدن حوضههای اهدا کننده، آسیب رساندن به محیط زیست محیطی حوضههای دهنده و هر دو طرف سیستم کانال انتقال دهنده، افزایش مصرف آب در حوضههای گیرنده و گسترش بیماریها و غیره است.
برخی از کارشناسان بر این باورند که این پروژهها شامل بار اقتصادی و زیست محیطی هیچ راهحلی برای خشکسالی نیستند و خواستار لغو پروژههای انتقال آب به دلیل خسارات جبران ناپذیر به محیط زیست از جمله جنگلزدایی، تخریب زیستگاه حیات وحش، تخریب تنوع زیستی، استفاده نامناسب از تغییر زمین و آلودگی آب دریاها هستند.
ایران در منطقهای خشک و نیمه خشک قرار دارد و با کمبود آب ناشی از بارش کم، افزایش دما و تغییرات آب و هوایی روبرو است. میزان کم بارندگی و خشکسالی در ایران، سازمانهای مسئول را ترغیب کرده است که به دنبال منابع جدید آب باشند. تقریبا همه کارشناسان بر این باورند که مواجهه با چالش آب، کشف تنها منابع جدید نیست، بلکه باید الگوی مصرف آب و همچنین بازیافت آب را نیز در نظر گرفت. متخصصین لرزهنگاری بر این باور هستند که مداخله انسان سرعت تغییرات آب و هوایی را تسریع میکند و یکی از مهمترین تهدیدها برای زندگی بشر امروز و حتی آینده است. یكی از تهدیدهای این مداخله این است كه انتقال آب به مناطق خشك باعث افزایش جمعیت در این مناطق میشود و در عین حال توسعه ناپایداری را كه در آن شرایط آب و هوایی مناسب برای چنین غلظتی وجود ندارد تحمیل میكند. با توجه به این موضوع که هر محیط دریایی ویژگیهای متمایز خود را دارد و به همین دلیل است که عدهای از متخصصین مخالف طرحهای انتقال آب از خلیج فارس و دریای خزر هستند. لازم به ذکر است که دریای عمان با خلیج فارس و دریای خزر متفاوت است از این جهت که عمیقتر است و بر خلاف دریای خزر که یک مجموعه داخلی آب است خلیج فارس تا حدی توسط خشکی دریای عمان به اقیانوس هند متصل است. همچنین عللی مانند ترکیبی از رشد سریع جمعیت، توزیع نامتناسب جمعیت، روشهای ناکارآمد کشاورزی، سومدیریت و تشنگی برای توسعه از دلایل اصلی کمبود آب است. این در حالی است که برخی از کارشناسان دیگر از جمله رئیس اداره محیط زیست (DOE)، از پروژههای انتقال آب حمایت میکنند و معتقدند برای تامین مقدار آب مورد نیاز برای مصارف آشامیدنی و صنایع، چارهای نیست جز استفاده از آب دریا.
با وجود مخالفین و موافقین طرح انتقال آب به فلات مرکزی راهاندازی شد و کم و بیش با آثار مخرب و مفید آن روبه رو خواهیم شد.
